|
بعد از نتايج درخشان كاروان ايران در بازيهاي آسيايي گواگنجو و قرار گرفتن در رده چهارم جدول كلي مسابقات، نوبت به ورزشكاران معلول رسيد تا در نخستين دوره بازيهاي خاص خود، تواناييهايشان را به رخ ديگر كشورها كشيده و با شايستگي در رده چهارم قرار گيرند. در اين بين بيشترين نگاهها به سيامند رحمان، پديده جوان كشورمان بود كه ركوردهاي حيرتآوري را بر جاي گذاشته بود و با وجود اينكه در اين دوره از مسابقات با صلاحديد مربيان چندان به خودش فشار وارد نكرد؛ اما با 30 كيلوگرم اختلاف نسبت به نفر دوم اين دسته كه او هم ايراني بود، روي سكوي نخست ايستاد. رحمان كه اولين بار در خاك آمريكا دست به كار شگفتآوري زد و ركورد اين ماده را به ميزان 70 كيلوگرم ارتقا داد، حالا ميخواهد در پارالمپيك لندن براي نخستين بار وزنه بالاي 300 كيلويي را مهار كند. با اين جوان آيندهدار گفتوگويي داشتهايم كه از نظرتان ميگذرد. شايد مهمترين نكتهاي كه درباره شما جلب توجه ميكند، ميزان ركوردي است كه در نخستين حضورتان در مسابقات جهاني جابهجا كرديد؟ بله، اتفاق جالبي براي خودم بود. اولين بار در سال 87 بود كه به مسابقات جهاني آمريكا رفتيم؛ در نيوجرسي آمريكا. من با اينكه خيلي جوان بودم؛ ولي از آمادگي بالايي برخوردار بودم. در آن مسابقات بيشتر از 70 كيلوگرم ركورد دنيا را زدم كه براي خيليها باورش سخت بود. درواقع من به ميزان 5/72 كيلو ركورد دنيا را جابهجا كردم و قويترين معلول جهان انتخاب شدم. به لطف خدا در اولين حضورم توانستم در خاك آمريكا، پرچم مقدس ايران را برافراشته كنم و اين يكي از بزرگترين افتخارات زندگي من است. از قرار معلوم در مسابقات بعدي هم ركوردهاي حيرتآوري را جابهجا كردي؟ از سال 86 كه وارد تيم ملي شدم، دوستان و مربيانم به من خيلي كمك كردند تا بتوانم خودم را به اين سطح برسانم. من اولين ركوردم را در سطح جوانان زدم. در سال 88 هم درمسابقات اوپن آفريقاي جنوبي 40 كيلوگرم ركورد جهاني خودم را افزايش دادم. باز هم در مسابقات جهاني مالزي توانستم ركوردشكني كنم و مدال طلا را مال خود كنم. اين دفعه ركورد جهان را به ميزان 5/22 كيلو زدم و به ركورد 285 كيلو رسيدم. به لطف خدا امسال در بازيهاي پاراآسيايي هم توانستم 5 كيلوگرم ديگر نيز ركورد دنيا را بزنم و قويترين مرد مسابقات بشوم. اينكه ميگويند مربيان اجازه ندادند ركورد بيشتري را به ثبت برساني صحت دارد؟ به هر حال مربي هرچه بگويد، من وظيفه دارم انجام بدهم. من در تمرينات هم ركورد 300 كيلو را زده بودم و مشكلي براي بلند كردن اين وزنه نداشتم؛ ولي تصميم گرفته شد كه اين وزنه بماند براي پارالمپيك لندن! اگر خدا بخواهد، ميخواهم در المپيك بالاي 300 كيلو بزنم و دل مردم را بيشتر خوشحال كنم. من الآن در تمرين حتي بيشتر از 300 كيلو را هم زدهام. تقريبا در كمتر رشتهاي شاهد چنين ركوردشكني هستيم. تمرينات خاصي انجام ميدهي يا اين همه انرژي، ذاتي است؟ نه، فكر ميكنم كه فقط به خاطر تمرينهايي است كه مربيان در نظر گرفتهاند و البته خواست خداوند بوده كه توانستم چنين ركوردهايي را به ثبت برسانم. فدراسيون و شخص حاجي خسروي وفا هم به من خيلي كمك كردند تا به اين مرحله از پيشرفت برسم. اميدوارم جواب محبتهاي آنها را بخوبي داده باشم. البته استاندار آذربايجان غربي و تربيت بدني نيز برايم سنگ تمام گذاشتند. الان ديگر در تمرينات تيم ملي آماده ميشوم؛ اما در اشنويه هم تمرينات خوبي زير نظر آقاي صالحي انجام ميدهم. چطور شد كه به سمت اين رشته آمدي و وزنهبرداري را انتخاب كردي؟ شايد كار خدا بود. سال 85 بود كه براي اولين بار تمرين وزنهبرداري را انجام دادم و احساس كردم كه استعداد خوبي دارم. بعد از مدتي ديدم پيشرفتم خوب بوده است. تمرينات سختي را پشت سر گذاشتم تا جايي كه در مسابقات جهاني مالزي توانستم ركورد رضازاده را به ميزان 5/22 كيلو بزنم. با پرس وزنه 285 كيلويي! الان واقعا خوشحالم كه توانستم در اين رشته به پيشرفت خوبي برسم و دست همه آنهايي كه در رساندن من به اين مرحله زحمت كشيدند را ميبوسم. بعد از آن ركوردزني با رضازاده هم برخوردي داشتي؟ بله، يك بار وي را در فرودگاه امام(ره) ديدم. گفت كه تمام تلاشم را براي ثبت ركورد 300 كيلويي به خرج دهم. ملاقات خوبي با هم داشتيم و از اينكه قويترين مرد تاريخ وزنهبرداري را ديدم، خيلي برايم جالب بود. البته من در تمرينات به ركورد 300 كيلو رسيدم و در لندن ميخواهم اين ركورد را ثبت كنم. چه احساسي داري از اينكه قويترين معلول جهان هستي؟ قبل از هر چيزي بايد بگويم از اينكه يك جوان ايرانيام خيلي خوشحالم. اين افتخار بزرگي براي من است كه براي كشورم صاحب موفقيت شوم. در تمام ميادين ورزشي كه تا حالا شركت كردم، موفق عمل كردم و اين بسيار مهم است. وقتي شما در يك كشور ديگر كسب افتخار ميكنيد و پرچم مقدس ايران را به اهتزاز در ميآوريد، احساسي به شما دست ميدهد كه با هيچ چيزي قابل قياس نيست. واقعا كاري كه در آمريكا انجام دادم، به بزرگترين افتخار زندگيام تبديل شده است، حتي وقتي به آن روز فكر ميكنم، اشكم درميآيد. به طور حتم نوع برخورد رقبا با شما نسبت به رفتاري كه با ديگران دارند، فرق ميكند. اينطور نيست؟ اول از همه بگويم كه رقيب اصليام يك ايراني است. كاظم رجبي كه استاد بنده هستند و ارادت خاصي هم به وي دارم. هميشه هم از تجربيات اين قهرمان ارزشمند كشورمان استفاده ميكنم و بارها هم به وي گفتم كه منتظر شنيدن نكات تازهاي براي پيشرفت هستم. در بين خارجيها نيز فكر ميكنم كه وزنهبردار عراقي از بقيه بهتر است. او در بازيهاي پاراآسيايي هم ركورد 255 كيلو را زد. من هم كه 30 كيلو از رجبي بيشتر وزنه زدم. وقتي اين اتفاق افتاد، همه تعجب كردند چون كه رجبي خودش مدتها قويترين معلول جهان بود. بيشترين تعجب آنها به اين دليل بود كه من هنوز در سن جوانان هستم و ميتوانم يك سال ديگر هم در رده جوانان وزنه بزنم و براي ايران افتخارآفريني كنم. فكر ميكني تا چند سال ديگر بتواني به عنوان قويترين معلول جهان باقي بماني؟ هرچه خدا بخواهد. ميخواهم تا 10 سال ديگر هم اين عنوان را حفظ كنم؛ اما همه چيز دست خداست. شايد همين فردا يك نفر بيايد و بشود سيامند رحمان دوم! ايران پر است از استعدادهاي بزرگ و اين قابل پيشبيني است. سنگينترين وزنهاي كه در برنامههايت مدنظر قرار دادهاي، كدام است؟ فكر ميكنم يك روز به ركورد 350 كيلو برسم، البته كار آساني نيست؛ اما تمام تلاشم را براي مهار اين وزنه انجام ميدهم، البته به وزنههاي 360 يا 370 كيلوگرمي هم فكر كردهام. شايد براي اين كار بايد به من سه چهار سال فرصت بدهيد. نميخواهم از خودم تعريف كنم؛ اما پتانسيل اين كار را دارم. وزن تو هم نسبت به خيلي از وزنهبرداران ديگر معلول بيشتر شده است. اين موضوع در زندگي شخصيات مشكلزا نيست؟ الان 40ـ130 كيلو هستم. با اين شرايط زندگي ميكنم و به آن نيز عادت كردهام. پاداشي كه سازمان تربيت بدني در نظر گرفته است چقدر انگيزههايت را براي آينده افزايش داده است؟
محققان به تازگی دریافتهاند مالیدن عسل روی زخم افراد دیابتی میتواند از قطع شدن عضو عفونی شده جلوگیری كند. این تنها یكی از خواص این ماده طبیعی شفابخش است. عسل تركیبی از قندها (فروكتوز و گلوكوز و...)، ویتامینهای ب6، ث، تیامین، نیاسین، ریبوفلاوین، اسید پانتوتنیك، كلسیم، مس، آهن، منیزیم، منگنز، فسفر، پتاسیم، سدیم و روی است.
این معجون تندرستی دارای آنتیاكسیدانهای زیادی است و در قرآن كریم هم از آن به عنوان مادهای شفابخش برای درمان بیماریها یاد شده است. عسل بر ضد میكروبها عسل به علت كم بودن رطوبت و فعالیت آب آن، مانع رشد قارچ و به خصوص باكتریها میشود. جالب اینجاست كه حتی در صورت رقیق شدن عسل با آب، به دلیل وجود آنزیم گلوكوز اكسیداز؛ پراكسید هیدروژن آزاد شده و اثر ضدمیكروبی عسل از بین نمیرود. بر اساس مطالعهای عسل جهت درمان عفونت پوستی بعد از سزارین یا هیستركتومی هم به كار رفته و باعث بهبود سریعتر و عوارض كمتری شده. در حالی كه دانشمندان هنوز در مورد خواص درمانی عسل در حال بررسی و تحقیق هستند، برخی از شركتها، در حال ساختن تیوپهایی محتوی عسل استریل شده و باندهای آغشته به عسل استریل شده برای كاربرد عسل در مداوای زخمها هستند. البته محققان هشدار میدهند مردم برای مداوای زخم خود از مغازهها عسل نخرند چون قرار گرفتن در دمای گرم و نامناسب، خواص ضدباكتری آن را احتمالا از بین برده و این افراد باید تحت مداوای پزشك متخصص قرار گیرند.
شاید شما هم تا به حال با چنین مشکلی رو بهرو شده باشید که عضلهتان میگیرد و سفت و خشک میشود. در حقیقت به انقباض ناگهانی و غیرارادی یک یا چند عضله، گرفتگی عضله میگویند…. جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید …
خط هیروگلیف مصریها متعلق به سه هزار سال قبل از میلاد استفاده از سیستم ده-دهی شمارش را نشان میدهد. در این صورت چرا ساعتها بر اساس 12 تنظیم شدهاند؟ انسان در جهانی بر پایه عدد 10 زندگی میکند؛ این سیستم ده-دهی همهچیز، از عملکرد دوتایی رایانهها گرفته تا سادهترین فرمولهای ریاضی را پشتیبانی میکند. پس چرا طول یک روز استاندارد بر روی زمین مطابق با این سیستم، 10 ساعته نیست؟ دلیل این موضوع در تاریخ مصریها نهفته است، با تغییر پیدا کردن جوامع بشری از جامعه شکارچی به کشاورز افراد به نیاز برای محاسبه اموال و داراییهای خود پی بردند؛ تنها در آن زمان بود که ایده زبان نوشتاری اهمیت پیدا کرد و افراد آموختند که مانند کودکان امروزی با کمک گرفتن از 10 انگشت دستها اجسام را بشمارند. خط هیروگلیف مصریها متعلق به سه هزار سال قبل از میلاد استفاده از سیستم ده-دهی شمارش را نشان میدهد. در این صورت چرا ساعتها بر اساس 12 تنظیم شدهاند؟ بسیاری بر این باورند سیستم 12تایی از سیستم شمارشی برگرفته شده که مصریها از فرهنگ سومریها به ارث بردند، سومریها به جای استفاده از 10 انگشت، برای شمارش از بندهای انگشتهایشان استفاده میکردند (در صورتی که دست چپ خود را باز کرده و با استفاده از انگشت شست، بندهای انگشتان خود را بشمارید به عدد 12 خواهید رسید). برای محاسبه زمان با استفاده از این شیوه مصریها روز را به دو نیمه 12 ساعته تقسیم کردند، یا به شکل دقیقتر، به 10 ساعت روز، دو ساعت صبح و گرگ و میش غروب،و 12 ساعت تاریکی شب تقسیم کردند. مصریها ساعتها را بر اساس حرکات گروههای ستارهای تنظیم کردند؛ آنها مجموعهای از 36 صورت فلکی کوچک مشهور به Decanها، گروههای ستارهای که تقریبا هر 40 دقیقه یکبار در افق ظاهر میشوند، را دنبال میکردند. طلوع هر Decan نشان از آغاز ساعتی جدید بود. آغاز دهه جدید، یا همان دورههای 10 روزه مصریها زمانی بود که Decan جدیدی پیش از غروب خورشید در آسمان شرقی دیده میشد. مصریها در سال دو هزار و 100 قبیل از میلاد تقویم خورشیدی خود را بر اساس طلوع و غروب معمول این گروههای ستارهای تکمیل کردند تا تقویم سالانه یکپارچهای را خلق کنند. 36 دهه این تقویم 360 روز سال مصری را تشکیل میدهد. این سیستم جدید با وجود اینکه در آن طول هر ساعت مطابق با فصل متفاوت بود، به اندازهای دقیق بود که مصریها بتوانند با استفاده از آن بر اساس طلوع ستاره شباهنگ یا Sirius زمان طغیان رود نیل را پیشبینی کنند. نیک لامب محقق رصدخانه سیدنی میگوید در این تقویمها جدولهایی طراحی شدهبودند که به مردم کمک میکردند در تاریکی شب با کمک رصد ستارههای Decan زمان را تخمین بزنند. این جدولها حتی درون تابوتهای مصریها نیز وجود داشتهاست، احتمالا به این منظور که مردهها هم حساب زمان را داشتهباشند. باوجود اینکه تقویم جدید خواندن زمان را برای همه ساده کرده بود، ثابت نبودن طول ساعتها در این تقویم برای یونانیها ناکارامد بود، یونانیها به روزهایی با طول ثابت نیاز داشتند.
|
About![]()
چی بگم خداییش اصلا نمیدونسم وبلاگ وپاورپوینت ومحتوا الکترونیکی چیه که خانم معلم عزیزم خانم اماموردی اومد بهمون گفت ویاد داد.از زحماتش متشکرم.ودوسش دارم.من همه معلمامو دوس دارم.ولی خانم اماموردی چیزدیگست. Archivesشهریور 1391مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 Links
دانشجوی مهندسی صنایع |